تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
حریم دوست

حریم دوست
با ولایت زنده ایم ** تا زنده ایم رزمنده ایم 
نویسندگان
دریافت کد صلوات شمار
نظر سنجی
نظرتان راجع به مطالب سایت چیست؟





تو بمان من می روم


خاطرات برادر شهید عشق علی فیوجی

من در جبهه بودم که برایم نامه ای آمد. عشق علی در نامه نوشته بود که برادرم من

می خواهم بروم جبهه ؛ اگر می خواهی مرا ببینی، مرخصی بگیر و بیا روستا. علت را

جویا شدم گفت: " من می خواهم شهید شوم. به دلم افتاده که شهید خواهم شد."

وی را بدرقه کردیم.

در جبهه بودم که یک شب خواب دیدم عشق علی به طرف من می آید و می خندد.

گفتم: " چی شده؟ چرا می خندی؟ "

جوابی نداد و از کنارم گذشت. برگشتم و گفتم: " صبر کن من هم بیایم "

گفت: " تو بمان، من می روم. "

چند روز بعد خبر شهادتش را شنیدم و خوابم تعبیر شد.




طبقه بندی: خاطرات،،
برچسب ها: شهید عشق علی فیوجی، شهدا، شهید، جبهه،
دنبالک ها: منبع: وبلاگ فرهنگ جهاد و شهادت،
[ جمعه 6 بهمن 1391 ] [ 11:07 ق.ظ ] [ سید ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آرشیو مطالب
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً



IranSkin go Up
Online User

پیغام ورود و خروج