تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
حریم دوست

حریم دوست
با ولایت زنده ایم ** تا زنده ایم رزمنده ایم 
نویسندگان
دریافت کد صلوات شمار
نظر سنجی
نظرتان راجع به مطالب سایت چیست؟





ای خاک حاج حسین بود که

فرمانده بسیجی

بعضی از عملیات ها برای رسیدن به هدف نهایی چند مرحله رو طی میکنن ؛ بچه های تدارکات هم بین هر مرحله حسابی به نیرو ها میرسن تا خستگی بچه ها از تنشون دربیاد ؛ خودتون تصور کنین بعد از اتمام اولین مرحله عملیات که آزاد باش مى دن و یک جعبه کمپوت گیلاس; خنک، عینهو یک تکه یخ. انگار گنج پیدا کرده باشیم توى این گرما چه صفایی داره.تو سنگر نشسته بودیم  که یه بسیجی امد تو و از راه نرسیده گفت:«نمى خواین از مهمونتون پذیرایى کنین؟»ما هم گفتیم: «چشمت به این کمپوتا افتاده؟ اینا صاحب دارن. نداشته باشن هم خودمون بلدیم چى کارشون کنیم.»چند دقیقه نشست و وقتی دید تحویلش نمى گیریم پاشد رفت. بعد از رفتنش على امد تو، عرق از سر و رویش مى بارید. یک کمپوت دادم دستش وگفتم: «یه نفر اومده بود اینجا، لاغر مردنى، کمپوت مى خواست بهش ندادیم ، خیلى پررو بود.» علی  انگار که برقش بگیره گفت: «همین که الآن از آنجا رفت بیرون؟ یه دست هم نداشت؟» گفتم «آره. همین.»  گفت: «ای خاک...!حاج حسین بود که».

1- منظور سردار شهید حاج حسین خرازی میباشد.




طبقه بندی: خاطرات،،
برچسب ها: شهید حاج حسین خرازی، شهادت، وصیت نامه شهدا،
دنبالک ها: منبع: سایت رهروان ولایت،
[ دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 ] [ 10:31 ب.ظ ] [ سید ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آرشیو مطالب
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً



IranSkin go Up
Online User

پیغام ورود و خروج