تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
حریم دوست

حریم دوست
با ولایت زنده ایم ** تا زنده ایم رزمنده ایم 
نویسندگان
دریافت کد صلوات شمار
نظر سنجی
نظرتان راجع به مطالب سایت چیست؟





از حجره تا سنگر - طلبه شهید ابوالقاسم نبی زاده

 
شادی روح شهدا صلوات

شهید ابوالقاسم نبی زاده در روستای جوشان از توابع گلباف کرمان به دنیا آمد پدرش حاج آقا رضا نبی زاده یکی از مردان متدین، دارای حسن شهرت و اهل فضل همان روستاست. ابوالقاسم دوران کودکی و دبستان را در فضای خوش آب هوای روستا سپری کرد و برای ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی راهی گلباف شد. دبیرستان سعادت، پایگاه شهید محمد باقر صدر در مسجد دوازده امام، کتابخانه مهدی موعود در شهر گلباف  دانش آموز کوشایی را به یاد می آورند که با اشتیاق تمام در کلاس های درس نشست فعالیت نمود و از ساحت کتاب و کتابخوانی هیچ وقت دور نشد. ابوالقاسم بعد از اخذ دیپلم برای گذراندن دوره تربیت مربی به جوپار اعزام و جهت تکمیل آن رهسپار پادگان بلال حبشی تهران گردید و یک دوره سه چهار ماهه را پشت سر گذراند که نقطه عطفی در شکل گیری شخصیت او بود. وی به بسیج کرمان رجعت کرده و به عنوان نیروی ویژه گام در مسیر خدمت نهاد و 15 بار در جبهه های نبرد نور علیه تاریکی حاضر شد و قاسم وار رزمید.

این بسیجی فرزانه بار دیگر دست به انتخاب جهادی دیگر زد و این بار در مدرسه علمیه کرمانی ها، به خلعت طلبگی در آمد و از اینجا بود که این جوان زیبا سیرت بسان یک پرنده خوش پرواز، از حجره تا سنگر را بارها پیمود. عملیات که بود دلیرانه می جنگید و وقتی نبود، خط مقدم کلاس درس حاضر می شد او پیرو نبی بود در کلاس درس و سربازی از تبار قاسم بود در جبهه رزم.

تا این که دست عشق در الفجر 8 از آستین آبی آسمان بیرون آمد و او را تا اوج با خودش برد.

خاطراتی کوتاه از شهید

ـ ساعت 4 کلاس داشت و ساعت 5 اعزام. کتابش را برداشت و رفت کلاس. یک ربع به 5 درآمد. می گفت: سنگر را نباید لحظه ای خالی گذاشت.

ـ عملیات تمام شد و از عملیات بعدی خبری نبود. برگشت چادر، کتابهایش را ریخت داخل ساک و گفت بر می گردم مدرسه. از منطقه خارج نشده بود که خبر دادند فردا عملیات هست. برگشت ساک را زمین نهاد و اسلحه و کوله پشتی اش را برداشت. می گویند در والفجر 8 جوانی با لباس خاکی و عمامه ای بر سر دلیرانه می رزمید صدایش می زدند: ابوالقاسم.

ـ وقتی می رفت برای دوستانش در حوزه های علمیه چنین نوشت: شما ای شاگران مکتب امام صادق علیه السلام و سربازان در گاه امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ با تمام جدیت درس بخوانید و با دو سلاح علم و تقوا با جهل و بی عدالتی بجنگید. و در همه کارها با ذکر و توکل بر خداوند حرکت کنید.

روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد... 




طبقه بندی: خاطرات،،
برچسب ها: شهادت، شهید ابوالقاسم نبی زاده، طلبه، روحانی، جبهه،
دنبالک ها: منبع: سایت جهاد و شهادت،
[ شنبه 8 تیر 1392 ] [ 06:44 ب.ظ ] [ سید ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آرشیو مطالب
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً



IranSkin go Up
Online User

پیغام ورود و خروج